يوسف و زليخا به روايت فيليپ وت

تابلو اثر نقاش معرف آلماني:فيليپ وت
روي جلد هر مجله را كه نگاه مي كني يا عكس هنر پيشه يوسف پيامبر را مي بيني، يا عكس زليخا.همين بس كه حتي دركنار دوستانت هم هستي بايد به حرف هايي كه آنها دارند از يوسف پيامبر و زليخا مي گويند گوش كني و به قولي تمام زندگي مردم در اول هفته يعني پس از پخش اين سريال و جمعه ها يعني قبل از پخش اين سريال، تحت شعاع قرار مي گيرد.
يكي از دوستان متاهل مي گفت: ديگه خيالم راحته وقتي از خونه مي رم بيرون و منزل(همان همسر محترم) دست به تلفن مي شود و مي خواهد با خانم والده(وزير جنگ) يا خواهر خانم محترم صحبت كند فقط درباره سريال يوسف پيامبر حرف مي زند و كاري به كار اين كه چه بلايي سر من بدبخت مي خواهند بياورند، ندارند،البته فعلا...
ما هم كه عادت دارم هر روز صبح قبل از اين كه به محل كارمان بياييم يه سري به دكه هاي روزنامه فروشي مي زنيم و تيترها را وارسي مي كنيم.اما نكته جالب دقيقا همين جاست، جايي كه تيتر و عكس يك اكثر هفته نامه و حتي گاهي اوقات روزنامه شده، شخصيت هاي اين سريال پر مخاطب(البته كاري هم به اين كه خوش ساخت هست يا خير، نداريم.چون هر چه هست بسيار جذاب شده).
نكته جالب ترش ابن جاست حتي در هفته گذشته براي يكي نوشتن يكي از سوژه هاي همشهري مسافر كه سردبير عنايت فرموده بود و در وصف آينده نگري و آن چه قرار است در سال ۱۴۰۴ براي مديريت شهري اتفاق بيفتد،مطلب را با اشاره اي به قسمتي از سريال يوسف پيامبر كه در آن يوزارسيف خواب فرعون را تعبير مي كند واتفاقات بعدي... خلاصه با شگردي كه خودمان بلد بوديم آن را به مطلبي در وصف اين كه از حالا بايد به فكر سال هاي ۱۴۰۴ بود ربط داديم/خوب و بدش را هم خودتان اگر آن را مطالع كرديد بگوييد./
خلاصه اين كه در چنين روزهايي همه چيز روي سريال يوسف پيامبر زوم شده و حتي اين بار به مطالب ما هم گرايش پيدا كرده است.اصلا يكي از دوستان ما كه مي گوييد: تا سريال يوزارسيف را نبيند نمي تواند مطالب روز شنبه را بنويسد و به اين ترتيب در چنين ايامي همه چيز ما شده يك سريال كه به قول دوست ديگر سينمايي، پر از نقص است ولي چون سوژه و داستان جذاب است همه مردم مي نشينند پاي تلويزيون و كسي هم ايرادها را نمي بيند...البته به هيچ عنوان مطرح كردن ايرادات فني اين سريال نبود...و فقط مي خواستيم از نرو اجتماعي اين روزهاي مردم كمي گفته باشيم...
|
+| نوشته شده توسط
سعید پیرمحموئی در جمعه ششم دی 1387
|