تبليغاتX
کارت قرمز
یادداشت های روزانه یک خبرنگار
 تحریریه
تحریریه


1-بعد از این که پست مربوط به اکبر عبدی رو وبلاگم گداشتم کمی پشتم باد خورد و نتونستم مطلب جدیدی بنویسم البته دلیل هم داشتم چون حسابی سر من و بقییه بچه ها شلوغ شد. برای این که همشهری نوروزی زود و سر وقت به چاپخونه برسه همه بچه از صبح تا شب تو تحریریه بودن و حتی بچه های صفحه بند مجبور شدن که چند شب همین جا بخوابن و خلاصه شیر تو شیری شد که نگو نپرس. البته باید این موضوع را هم خاطرنشان کنم که زحمت شبانه روزی بچه ها حسابی هم نتیجه داد و وقتی که  ویژه نامه نوروزی چاپ شد ورفت رو کیوسک ها نتیجه اون کار شبانه روزی را همه دیدند. البته بازم تاکید کنم که قسمت ورزشی همشهری نوروزی چیز دیگری بود.
اگر همشهری نوروزی رو خریدید حتما صفحه ای که مصاحبه اختصاصی با افشین قطبی توش چاپ شده رو عنایت بفرمایید.
2-بعد از این که همشهری نوروزی کارش تموم شد تازه فهمیدیم که همشهری زندگی هم در حال تکمیل راه همشهری مسافر است و به دو شماره در هفته ارتقا پیدا کرد. از تمام این مباحث بگذریم می رسیم به این که رییس تصمیم گرفت محمد نصیری رو به عنوان دبیر تحریریه همشهری زندگی انتخاب کنه و همین موضوع کار رو سخت تر کرد چون اصولا این حاج ممد آدمه سخت گیریه و کار ما رو حسابی سخت تر کرده.تو همشهری نوروزی هم حسابی همه رو بسته بود به کار.
خب پس از این به بعد در کنار همشهری مسافر، همشهری زندگی رو هم بخونین تا ببینیم دست پخت جاج ممد چیه؟
3-آخه یکی نبود به این مسولان بلند پایه AFC بگه بابا این لیگ قهرمانان برگزار کردنتون تو این روزهای آخر سالی دیگه چی بود. این لیگ قهرمانان آسیا هم شده سوهان روح و هرروز باید تو ایپنا اخبار تکمیلی از آخرین وضعیت نماینده های ایران تو لیگ قهرمانان آسیا بدیم. حالا خودتون ببینید که تو این یک ماه آخر سالی چه قدر سر بر و بچه های همشهری مسافر، زندگی و ایپنا شلوغ شده که بعضی ها مثل من دیگه وقت وبلاگ نویسی ندارن.
4-پارسال رو آخرین شماره همشهری مسافر عکس یک پیرمردی چاپ شد که سبزه عید دستش بود، چند روز بعد از تعطیلات عید فهمیدیم که اون پیر مرد عمرش رو داده به شما و رفته سفر آخرت. خب عمر دست خداست دیگه اما بعد از این که سوژه عکس رو جلد همشهری نوروزی هم چند روز بعد از چاپ این ویژه نامه رفت سفر اون دنیا یه کم به خودمون شک کردم و خلاصه حسابی حواسم به دورو برمه تا شکار همچین سوژه هایی نشم.
حالا هر کی همشهری نوروزی رو می خونه بهتره یه فاتحه برای اون پیر زن بفرسته.

 

|+| نوشته شده توسط سعید پیرمحموئی در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387  |
 
 
بالا